السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
545
تفسير الميزان ( فارسي )
ديگر ، و اين همان است كه آيه : « إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » « 1 » به آن اشاره دارد ، پس در نظام تكوين نه تخلف هست و نه اختلاف . لازمه اين دو مقدمه يعنى « عموم هدايت » و « نبودن خطا در تكوين » ، اين است كه براى هر چيزى روابطى حقيقى با ديگر اشيا باشد ، و نيز بين هر موجود و بين آثار و نتايج آن - كه آن موجود براى آن نتايج خلق شده - راهى و يا راههايى مخصوص باشد ، بطورى كه اگر آن موجود آن راه و يا راهها را پيش بگيرد به هدفش كه همان داشتن آثار است مىرسد . ما هم اگر بخواهيم از آثار و نتايج آن موجود بهره مند شويم بايد آن را به همان راه بيندازيم ، مثلا يك دانه بادام وقتى درخت بادام مىشود ، و استعداد درخت شدنش به فعليت مىرسد كه راهى را برويم كه منتهى به اين هدف مىشود ، اسباب و شرايطى را كه خاص رسيدن به اين هدف است فراهم سازيم . و همچنين درخت بادام وقتى به ثمر مىرسد كه استعداد به ثمر رسيدن را داشته باشد و اين راه مخصوصش هم طى شود ، پس چنين نيست كه هر سببى بتواند هر نتيجه اى بدهد هم چنان كه خداى تعالى فرمود : « وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُه بِإِذْنِ رَبِّه ، وَالَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً » « 2 » عقل و حس خود ما نيز شاهد اين جريان است ، و گرنه قانون عليت عمومى ، مختل مىشود . بعد از بيان اين دو مقدمه روشن گرديد كه نظام صنع و ايجاد ، هر چيزى را به هدف خاص هدايت مىكند ، و به غير آن هدف سوق نمىدهد ، و اين هدايت را هم از طريق مخصوص انجام مىدهد ، و از غير آن راه هدايت نمىكند ، « صُنْعَ اللَّه الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ » « 3 » آرى اين صنع خدا است كه هر چيزى را استوار و محكم كرد ، پس هر سلسله از اين سلسله هاى وجودى كه لا يزال به سوى غايات و آثار خود روانند ، اگر يك حلقه از آنها را فرضا مبدل به چيز ديگر كنيم ، قهرا اثر همه سلسله تغيير مىكند . اين وضع موجودات بود حال ببينيم وضع امور اعتبارى و قراردادى چگونه است ؟ امور اعتبارى از قبيل سلطنت و مالكيت و امثال آنها ، از آنجا كه از فطرت منشا مىگيرد ، و فطرت هم متكى بر تكوين است ، قهرا اين امور و افعال و نتايجى كه از اين امور به دست مىآيد هر يك
--> ( 1 ) سوره هود آيه 56 ( 2 ) سرزمين پاك ، روئيدنيهايش به اذن پروردگارش بيرون مىآيد و اما از آنكه خبيث و ناپاك است جز خاشاك بيرون نمىآيد . « سوره اعراف آيه 57 » ( 3 ) سوره نمل آيه 88